همگی اذعان دارند که کار نیکو کردن از پر کردن است.

  • اگر میخواهید نقاش یا خطاط خوبی باشید، راهی جز تمرین کردن وجود ندارد!
  • اگر میخواهید در یک رشته ورزشی بازیکن خوبی باشید، راهی جز تمرین کردن وجود ندارد!
  • اگر میخواهید در درس پیشرفت کنید و نمرات بالا داشته باشید، راهی جز مطالعه و تمرین کردن وجود ندارد!

اگر بپذیریم که برای خوب انجام دادن یک کار راهی جز تمرین و ممارست وجود ندارد، هیچگاه از خودتان سئوال کرده‌اید که برای خوب زندگی کردن چه تمرینی را باید انجام دهیم؟!

ما یکبار زندگی میکنیم و فرصت دومی برای هیچ کس وجود ندارد. از این رو فراگرفتن مهارت‌های خوب زندگی کردن بایستی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار باشد.

با پرکردن فرم زیر، لطفا نظر خود را در مورد این سئوال که «برای خوب زندگی کردن چه تمرینی را باید انجام دهیم؟» با بنده در میان بگذارید.

چگونه بهتر زندگی کنیم؟

لطفا نظرات خود را در کادر متنی زیر وارد کنید

  • ناشناس 8 ماه پیش موافق ها: 2 مخالف ها: 0
    تلاش و جنگ برای رسیدن به آرزوها و اهمیت ندادن به حرف و قضاوت دیگران در این راه
  • ناشناس 8 ماه پیش موافق ها: 0 مخالف ها: 1
    سلام
    هر چه بیشتر به دین اسلام رو بیاریم و با حقایقش بیشتر آشنا بشیم و به دستوراتش عمل کنیم، قطعا زندگی بهتری خواهیم داشت.
  • ناشناس 8 ماه پیش موافق ها: 0 مخالف ها: 0
    باسمه تعالی
    سلام علیکم
    سؤال بسیار خوبی‌ست.
    خاطرم هست که وقتی در محضرتان مشغول استفاده علمی بودیم، یکی از مهم‌ترین چیزهایی که برای کار با هر چیزی تأکید می‌فرمودید، مراجعه به راهنما و انجام تمرینات متناسب با مطالب آن بود. اگر بخواهیم برنامه‌نویس خوبی شویم، باید یک راهنمای مخصوص تأیید شده از آن زبان برنامه‌نویسی داشته باشیم و مطابق آن تمریناتی را انجام دهیم تا بتوانیم به مرور کار برنامه‌نویسی را انجام دهیم. در فضاهای متعدد دیگر هم معمولاً تمرینات را از یک راهنما و کتاب آموزشی یا از یک استاد می‌گیریم و سعی در انجام آن داریم.
    در استفاده از هر دستگاه یا ابزاری هم اولین قدم مراجعه به راهنما و نمایندگی‌های مجاز آموزشی یا تعمیراتی معرفی شده از طرف سازنده یا قراردادکننده قوانین استفاده از آن است و مثلاً برای رانندگی با یک اتوموبیل به یک آموزشگاه تأیید شده مراجعه و بر اساس دستورالعمل آن تحت نظر استاد، تمرین می‌کنیم.
    گویا در زندگی هم چنین باشد و باید به جایی مراجعه کنیم تا ببینیم چه تمریناتی را و به چه شکلی انجام دهیم. اگر اعتقاد داشته باشیم که این وجود را نیز سازنده‌ایست و همراه با آن راهنماهایی فرستاده و ما را به مراجعه به آن فراخوانده، پس باید ببینیم چه تمریناتی را هم از ما خواسته که انجام دهیم. طبیعی است که دانشجویی که از پیش خودش بخواهد برای خودش تمرین قرار دهد بدون ملاحظه آنچه استاد صلاح می‌داند، ره به خطا رفته!
    تمریناتی که فعلاً به ذهن قاصر حقیر می‌رسد در دو حیطه قابل تصویر است:
    ۱- در حیطه نظر و اعتقاد که به نظر می‌رسد مربوط به نظر و نگاه ما درباره جایگاه و روابطمان با هر آنچه که پیرامونمان است و همینطور با خالق و اولیاء او و مخلوقات او، باشد. در این حیطه تکرار و مرور نگاه معیار و تطبیق آن در هر زمان و هر مورد به نظر لازم می‌رسد و در این میان مهم‌ترین چیز، شاید یادآوری و محکم ساختن نگاه به هر چیز به حیث ارتباطیش با خالق - که رفیق حقیقی نیز هست و همیشه غرق در لطف او بوده‌ایم و تمام هستی خود را مدیون و مرهون لطف و کرمش هستیم - باشد. البته این نگاه بر عمل نیز تأثیر می‌گذارد و مثلاً وقتی به افرادی که با ایشان روبرو می‌شویم به عنوان کسانی که با رفیق اینچنینی ربط دارد و نسبتی با او دارند، نگاه کنیم، سطح نگاه و نوع تعاملمان نیز تفاوت خواهد کرد، که قطعاً نیازمند تمرین است. پس اگر تندی یا ناملایمتی از یکی از وابستگان به چنین رفیقی که به او مدیون هستیم سر بزند، نحوه تعاملمان با ملاحظه نسبتش با آن رفیق خواهد بود و نه به عنوان یک دشمن یا شخصی که در حال معامله و بده و بستان با او هستیم که مثلاً اگر فلان قدر تندی کرد من چند برابر تندی کنم تا بی‌حساب شویم، عقب نمانیم یا حتی پیشی بگیریم! بلکه در اینجا ملاحظه رضایت آن رفیق را داریم که او چگونه رفتاری را از ما در برابر کسی که با او نسبتی دارد و او را فرستاده است تا شاید ما را امتحان کند که چقدر ملاحظه رفاقتمان با او را داریم و چقدر جنبه رفاقت را حاضریم به بقیه مسائل و منافع و انفعالات و برانگیختگی‌های درونی خودمان، رجحان دهیم. یا مثلاً اگر به هر چیزی به عنوان یک هدیه از جانب محبوب نگاه کردیم و سعی کردیم آن را کوچک نشاریم و قدر آن را بدانیم و مطابق رضایت و خوشنودی او از آن استفاده کردیم، نوع تعاملمان با بسیاری از مسائل و وقایع متفاوت خواهد بود و این هم متفرع بر این است که نگاهمان این باشد که ما هیچ از خود نداریم و هر چه هست از مبدأ اعلی است و او هم نسبت به ما لطف و مرحمتی بی‌کران دارد و هر قدر که شایستگی خود را نسبت به هدیه‌های قبلی و دانستن قدر آنها نشان دهیم، هدیه‌های بهتر و بزرگتر بخصوص در مسیر معرفت و نزدیکی بیشتر به محبوب در راه خواهد بود و ... در اینجا هم لازم است که در هر رویدادی توجه کنیم و تمرین کنیم تا ملکه شود.
    ۲- در حیطه تصمیم‌گیری و عمل هم که تابع نظر است، باز نیاز به تمرین داریم و متخذ از آن نوع نگاه، در هر رویدادی، به مرور معلوم خواهد شد که چه تمریناتی باید انجام دهیم. البته برخی از این تمرینات، به عنوان ضروریات به ما معرفی شده‌اند و حیات روحی ما وابسته به اینهاست و چه بسا به نوعی رزق ضروری به حساب بیایند. تمریناتی در جهت ارتباط با محبوب به نحوی که او صلاح دانسته که شاید در دوحیطه صبر و عطف به محبوب حقیقی قابل دسته‌بندی باشند، که چه بسا بتوان گفت که صبر به مثابه نگه داشتن و تحفظ نسبت به تمام قوا تا کاری از روی عدم توجه سر نزند و عطف هم جهت‌دهی به سمت سیر به سوی محبوب حقیقی، باشد، که نمود و نماد آن در روزه و نماز متجلی باشد و شاید سایر عبادات واجب و مستحب هم قابل بازگشت به این دو باشند. هرچه دقت و تلاش بیشتری در توجه به این دو تجلی زیبای تمرین صبر و عطف صورت گیرد و به مرور این دو، تمام زندگی و اعمال ما را در بر بگیرند، گویا بتوان گفت که توفیق بیشتری نصیب ما شده و البته اینکه مثلاً نماز کل زندگی را در بر بگیرد به معنی این نیست که از صبح تا شب و از شب تا صبح مشغول نماز باشیم و هیچ کار دیگری انجام ندهیم، بلکه این است که همه زندگی نماز باشد و معطوف به محبوب و رضایت محبوب و به همان روال نماز باشد با همان توجه و هر قدر بیشتر تمرین توجه در نماز و سایر عبادات واجب داشته باشیم، بیشتر انتظار می‌رود که در تک تک تصمیم‌گیری‌ها و اعمالمان جز رضای محبوب را در نظر نگیریم و بر آن تمرکز کنیم.
    این تمرین‌ها البته برای همه هست و اینطور نیست که عده‌ای را خواسته باشند تا به عنوان سالک و سایر عناوین مشابه جدا کنند و دیگران را به اصطلاح فرستاده باشند تا برای خود مشغول باشند و در حیاط بازی کنند! بلکه برای هر آنکه بخواهد در هر مرحله‌ای که باشد، راه معلوم و مسیر باز است و متناسب با توان و سطح درک او برنامه تمرینی فراهم است و آن به آن در حال نظارت مشفقانه و با آغوش باز و شوق فراوان نسبت به بازگشت از اشتباهات ما در تمریناتمان هستند. پس اگر امروز بسیاری از کارها را بدون توجه انجام دادم، اگر یک لحظه در یک کار توجه حاصل شد و آن را هدیه محبوب دانستم و قدر دانستم و مطابق با مقتضای همان حد از توجه،‌ با ملاحظه رضایت او تصمیم گرفتم و عمل کردم، هدیه‌های بعدی هم در راه خواهد بود و فردا و فرداها بیشتر و بیشتر می‌شود تا آنکه تمام زندگی را در بر گیرد که از آن تعبیر به دوام ذکر می‌شود.
    پس بطور خلاصه بخواهیم عرض کنیم، گویا آنچه بسیار نیاز به تمرین داشته باشد چه بسا تحت عنوان ذکر قابل جمع باشد و ذکر هم به معنی یاد محبوب حقیقی در همه حال و در هنگام هر تصمیم و هر عملی، که به خاطر داشته باشیم و مراقب باشیم که رضایت او در چیست و توجه کنیم و مطابق آن عمل کنیم،‌ که این عمل خیر و تمرینی بایسته است که حدی هم ندارد. نقل کرده‌اند از یکی از اساتید - که خدایش رحمت کند - که فرمود:
    هر عمل خیری، حدی از آن مطلوب است که اگر از آن حد گذشت، ضدش حاصل می‌شود؛ یعنی اگر انسان، پایین‌تر از حد مطلوب انجام داد، قاصر و یا مقصر است و اگر بالاتر از حدّ مطلوب بود، به صعوبت مبتلا می‌شود، تا اینکه به‌حدی می‌رسد که غیر ممکن و غیر مقدور بشر می‌گردد. مانند نماز که بدن انسان طاقت زیاد نماز خواندن را ندارد و یا مزاحم خیراتی است که به‌سبب نماز از انسان فوت می‌شوند؛ به‌گونه‌ای‌که دیگر، انسان نمی‌تواند آنها را مثل گذشته انجام دهد. سایر خیرات و طاعات نیز این‌گونه است، به‌جز «ذکرالله»؛ چنان‌که در روایت دارد که حدی برای آن نیست. در روایت منقول از امام صادق علیه‌السلام آمده است: «مَا مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا وَ لَهُ حَدٌّ يَنْتَهِي إِلَيْهِ إِلَّا الذِّکرَ فَلَيْسَ لَهُ حَدٌّ يَنْتَهِي إِلَيْه‏؛ هر چیز حدی دارد که در آنجا تمام می‌شود، به‌جز یاد خدا که حد مشخصی برای آن وجود ندارد».
    البته مقصود ذکر لسانی نیست؛ زیرا در اثر آن نیز اعضا و جوارح انسان به ملالت، ضعف، عجز و سستی دچار می‌شوند. بلکه ذکراللهی که حدی ندارد، اعم از ذکر قلبی و لسانی، بلکه اعمّ از ذکر بدنی است؛ چون تمام طاعات و همه آنچه مرضی خداست، ذکرالله است و این‌گونه، ذکر با همه طاعات جمع و با هر نوع طاعت پیاده می‌شود؛ نظیر قضای حوائج، ادای واجبات، بلکه به‌جا آوردن مستحبات، که نزد اهلش ذکرالله است، بلکه ترک مکروهات و محرمات هم ذکرالله است. در آن روایت از امام صادق علیه‌السلام آمده است: «مِنْ أَشَدِّ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلى‏ خَلْقِهِ ذِکرُ اللَّهِ کثِيراً. ثُمَّ قَالَ: لَا أَعْنِي سُبْحَانَ اللَّهِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ، وَ لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، وَ اللَّهُ أَکبَرُ، وَ إِنْ کانَ مِنْهُ؛ وَ لکنْ ذِکرَ اللَّهِ عِنْدَ مَا أَحَلَّ وَ حَرَّم؛‏ از سخت‌ترین چیزهایی که خداوند بر خلق واجب نموده، ذکر بسیار خداوند است. سپس فرمود: مقصودم سبحان‌الله والحمدلله ولااله‌الاالله والله‌اکبر نیست، هر چند اینها نیز از یاد خداست، بلکه منظورم یاد خدا هنگام حلال و حرام اوست»؛ یعنی ذکر قلبی محض.
    آیا واقعاً سبْحانَ‌الله است و أَشَدّ تَذْکیراً (بیشتر انسان را به یاد خدا می‌آورد) است، و یا این گفتار حضرت یوسف علیه‌السلام که: «مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ؛ پناه بر خدا! او پروردگار من است، و جایگاهم را نیکو قرار داده است. ستمکاران هرگز رستگار نمی‌شوند».
    بسم‌الله بفرمایید، کار گذشته بود که قرآن می‌فرماید: «هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ؛ حضرت یوسف علیه‌السلام نیز آهنگ او را می‌کرد، اگر برهان و نشانه روشن پروردگارش را نمی‌دید». آیا همه‌اش به اختیار او بود یا خدا حفظ کرد؟ چه کار کرد؟ آیا کاری کرد جز اینکه برهان رب را دید؟! البته قطعاً هزارها کار، پیش از آن انجام داده بود؛ اسباب «برهان رب» را در اوقات خلوت تحصیل کرده بود که در آن موقعیت حساس «برهان رب» را دید.
    پرگویی حقیر را ببخشید.
    التماس دعا
    خدا نگهدار
  • هیتلر 7 ماه پیش موافق ها: 0 مخالف ها: 0
    به نظر من بهترین تمرین برای خوب زندگی کردن فراموش کردن گذشتست .
    گاهی گذشته مثه ابر سیاه کل زندگیت و ایندت رو از ازت میگیره..
    به قول یکی هیچوقت یه صبح زیبا رو بخاظر یه دیروز بد خراب نکن.
    البته این نظر من بود . 
    البته میگن اگه نتونی کاری رو که به بقیه توصیه میکنی خودت انجام بدی به درد نمیخوره 
    البته شاید من نتونستم اینکارو کنم چون گذشتم از بدم یه چیزی اونور تر بود . یه چیزی در حد اینکه از هر راهی بری اخرش باخته 
    گفتم تا تجربه خودم از درکم برا ی بهتر زندگی کردن رو بگم
  • mh4 6 ماه پیش موافق ها: 1 مخالف ها: 0
    سلام
    به نظرم خودشناسی و لذت بردن از هر لحظه ک خودش نتیجه خودشناسی میتونه باشه
    ب نظرم اگه این 2 تا باشه ادم میتونه هیچ غمی تو زندگی نداشته باشه از اون طرفم زندگیش بهتر میشه;)
  • ناشناس 4 ماه پیش موافق ها: 1 مخالف ها: 0
    از نظر من زندگی ای خوب هست که تمام نیاز های اساسی یک فرد در آن پاسخ صحیح و کامل داده بشه، ولی قدم اول شناخت این نیاز هاست و بعد فکر کردن برای رفع این نیاز ها. حالا که سازمان آموزش رسمی کشور هیچ کار اصولی و درستی برای شناخت و رفع این نیاز ها انجام نداده ما باید خودمون پیگیر باشیم.

اطلاع رسانی هنگام دریافت پاسخ جدید به پیام شما
در صورت انتخاب این گزینه، در صورتی که برای نظرهای شما پاسخی درج شد، از طریق ایمیل به شما اطلاع‌رسانی می‌شود.